روانشناسی رنگ چیست؟
روانشناسی رنگ به مطالعهی این میپردازد که رنگها چگونه بر نحوهی ادراک ما از جهان تأثیر میگذارند. رنگها تأثیر نیرومندی بر احساسات ما دارند و این احساسات نقش اساسی در رفتار ما به عنوان مصرفکننده ایفا میکنند.
روانشناسی رنگ چارچوبی برای درک چگونگی و چرایی تعامل ما با برندهای زندگیمان فراهم میکند. این یک ابزار قدرتمند است که میتوان از آن برای طراحی تجربههای برند معنادار و بهیادماندنی استفاده کرد. تحقیقات نشان دادهاند که رنگ میتواند آگاهی از برند (Brand Recognition) را تا ۸۰٪ افزایش دهد .

Microinteractions with Macro Impact
تأثیر روان شناسی رنگ بر برند شما
روانشناسی رنگ ابزاری منحصربهفرد و ارزشمند برای شکل دادن به برداشتهایی است که رفتار مشتری را هدایت میکند.
احساسات ما به طور مستقیم بر رفتارمان تأثیر میگذارند. و رنگ یکی از قابلاعتمادترین راهها برای برانگیختن احساسات مشخص در ذهن و قلب مخاطبان هدف شماست.
رنگ تأثیر قابلسنجشی بر تصمیمگیری خرید در رابطه با برند شما دارد. در واقع، مطالعات نشان میدهند که ۸۵٪ مشتریان، رنگ را به عنوان دلیل اصلی انتخاب یک برند نسبت به برند دیگر عنوان میکنند .
با در نظر داشتن این موضوع، روانشناسی رنگ باید در همهچیز از نوع لوگویی که انتخاب میکنید تا طراحی هویت بصری منحصربهفردتان و تجربهی کلی برند شما در تمام کانالها و نقاط تماس نقش داشته باشد .
البته تأثیری که رنگها بر احساسات ما میگذارند ممکن است بسته به جنسیت، بافت فرهنگی، تجربهی شخصی و تفاوتهای عصبی هر فرد کمی متفاوت باشد. با این وجود، برخی دستورالعملهای کلی وجود دارند که پژوهشهای بیشماری در زمینهی بازاریابی مبتنی بر روانشناسی رنگ آنها را تأیید کردهاند .
شاید از قبل بدانید که رنگی مانند قرمز میتواند احساسی همچون عشق رمانتیک یا خطر را برانگیزد، یا اینکه آبی میتواند احساساتی نظیر آرامش یا سردی را به ذهن متبادر کند.
اما دربارهی رنگهای کمتر متداول در برندینگ، مانند نارنجی یا خاکستری چطور؟ و احساسات کمتر آشکاری مثل هماهنگی یا امید چطور؟ کدام رنگها این نوع احساسات را در مشتریان شما ایجاد میکنند؟
از آنجا که رنگ یکی از بنیادیترین محرکهای بصری در توالی ادراک انسان است، پاسخ به پرسشهایی مانند موارد فوق برای داستان برندی که میخواهید به مخاطبان هدف منتقل کنید اهمیت دارد . روانشناسی رنگ در برندسازی و بازاریابی بهترین جایی است که باید به دنبال پاسخ این پرسشها بگردید.

we were created to create
We were created to create! Everything you see was once an idea brought to life. Here, creativity is not just a slogan—it’s the essence of what we do.
جدول روانشناسی رنگ
از دنیای طبیعت گرفته تا قفسههای فروشگاه ها، زندگی ما غرق در رنگهاست. هر رنگ به شیوهای منحصربهفرد و نسبتاً قابل پیشبینی میتواند بر روان ما اثر بگذارد.
همانطور که احتمالاً تاکنون متوجه شدهاید، روانشناسی رنگ ابزاری قدرتمند در برندسازی، بازاریابی و طراحی به طور کلی است. با در نظر داشتن این موضوع، ما یک «جدول روانشناسی رنگ» تهیه کردهایم.
این جدول، نگاه سریعی به معنای پشت ۱۲ تا از محبوبترین رنگهای جهان میاندازد. با اینکه زمینه و فرهنگ در تفسیر رنگها مهم هستند، پژوهشها نشان دادهاند احساساتی که در این جدول فهرست شدهاند بیشترین ارتباط را با هر رنگ دارند.
بنابراین، چه در حال انتخاب رنگ برای برندینگ، رنگ برای بازاریابی یا رنگ برای تبلیغات باشید، این راهنمای سریع به شما کمک میکند سایهرنگی را انتخاب کنید که بهترین بیانگر معنای پیام شماست.

روانشناسی رنگ قرمز
قرمز احساسیترین رنگ است — و تأثیرات آن اصلاً ظریف و پنهان نیست. به همین دلیل، باید در استفاده از رنگ قرمز برای اهداف برندسازی احتیاط کرد. برندهای مشهور بسیاری رنگ قرمز را با موفقیت در هویت بازاریابی خود بهکار گرفتهاند، اما انجام این کار به مهارت و خودداری نیاز دارد.
مطالعات نشان دادهاند که رنگ قرمز توانایی تفکر تحلیلی را کاهش میدهد؛ در واقع، ضربان واکنشهای ما را تندتر و شدیدتر میکند. این ویژگی، قرمز را به یکی از بهترین رنگها برای تبلیغات تبدیل کرده است. جای تعجب نیست که تخفیفهای clearance را اغلب با برچسبهای قرمز نشان میدهند. به دلیل این که طول موج رنگ قرمز از تمامی رنگها بلندتر است، این رنگ در نگاه ما نزدیکتر از فاصلهی واقعیش به نظر میرسد.
پژوهشها حتی نشان دادهاند ورزشکارانی که در مقابل حریفی با لباس قرمز قرار میگیرند احتمال باختشان بیشتر است، و دانشآموزانی که قبل از امتحان در معرض رنگ قرمز قرار میگیرند عملکرد ضعیفتری دارند. قرمز، همانطور که میدانید، رنگ چراغهای ایست، علامتهای اشتباه (مثلاً خط قرمز در زیر غلطهای املایی) و نماد وضعیت مالی منفی است.
قرمز همچنین اشتها را افزایش میدهد و در بسیاری از اصطلاحات هیجانانگیز به کار میرود (مثل داغِ داغ (red-hot)، دستت قرمزشده (red-handed)، تا خرخره خوشگذرانی کردن (paint the town red)، از شدت خشم سرخ شدن (seeing red). قرمز رنگ شور و عشق، انرژی و هیجان است .
دیگر احساساتی که با رنگ قرمز پیوند دارند عبارتاند از:
مفاهیم مثبت: اقتدار، اشتیاق، انرژی، بیباکی، استحکام، هیجان
مفاهیم منفی: خشم، خطر، هشدار، نافرمانی، پرخاشگری، درد
روانشناسی رنگ نارنجی
نارنجی ترکیبی میان قرمز و زرد است. نارنجی رنگی تحریککننده است که احساساتی از قبیل هیجان، اشتیاق و گرما را برمیانگیزد. این رنگ سرزنده و پرانرژی است و به همین دلیل در برندینگ بسیاری از تیمهای ورزشی استفاده میشود.
مشابه قرمز و زرد، نارنجی نیز اغلب برای جلب توجه به کار میرود — از مخروطهای ترافیکی گرفته تا دکمههای فراخوان (CTA) در وبسایتها. تحقیقات نشان میدهد مصرفکنندگان معمولاً رنگ نارنجی را با «ارزش» مرتبط میدانند.
در بُعد فیزیکی طیف، نارنجی حس آرامش و راحتی (comfort) مانند غذا، گرما و سرپناه را تداعی میکند. نارنجی رنگ غروب خورشید، مرکبات و کدو تنبل است و برای مشتریان آمریکایی همواره یادآور فصل پاییز و جشن هالووین بوده است — به ویژه وقتی با رنگ مشکی ترکیب شود که حالتی از وحشت فانتزی و بازیگوشی به آن میبخشد.
ارتباطات روانشناختی رنگ نارنجی شامل موارد زیر است:
مفاهیم مثبت: شجاعت، اعتمادبهنفس، گرما، نوآوری، صمیمیت، انرژی
مفاهیم منفی: محرومیت، ناکامی، سبکسری، نابالغی، نادانی، سستی
روانشناسی رنگ زرد
زرد شاید در میان رنگهای بازاریابی کوچکترین گروه طرفداران را داشته باشد، اما کسانی که این رنگ را دوست دارند با حرارت از آن دفاع میکنند. زرد عموماً رنگی شاد و امیدبخش قلمداد میشود، اما استفادهی بیش از حد از آن میتواند احساسات منفی مانند خشم، ناامیدی، ترس و اضطراب را نیز تحریک کند.
یک دلیل اینکه شما رنگ زرد را در کشتیهای تفریحی (کروز) نمیبینید این است که این رنگ میتواند در عدهی زیادی احساس تهوع ایجاد کند. دلیلش این است که زرد از نظر بینایی دشوارترین رنگ برای پردازش چشم انسان است. حتی در برخی مطالعات آمده که رنگ زرد میتواند نوزادان را به گریه بیندازد.
مشخص شده است که رنگ زرد سوختوساز (متابولیسم) بدن را افزایش میدهد و در صورت استفادهی راهبردی میتواند اعتماد به نفس را تقویت کند. به دلیل طول موج نسبتاً بلندش، زرد از نظر بصری واضحترین و بهچشمآیندهترین رنگ است. این ویژگی موجب میشود رنگ زرد بسیار تحریککننده و جلبکننده توجه باشد. تابلوهای راهنمایی، آگهیها، برگههای یادداشت چسبان (مثل پستایت) و برچسبهای هشدار همگی به همین دلیل از ویژگیهای رنگ زرد بهره میبرند.
سایر معانی و احساسات مرتبط با رنگ زرد عبارتاند از:
مفاهیم مثبت: خوشبینی، گرما، شادی، خلاقیت، هوش، برونگرایی
مفاهیم منفی: غیرمنطقی بودن، ترس، احتیاط (هشدار)، اضطراب، ناکامی، بزدلی
روانشناسی رنگ سبز
رنگ سبز راحتترین رنگ برای چشمان انسان است، چون هنگام برخورد با شبکیه نیاز به تنظیم خاصی ندارد. بنابراین سبز رنگی آرامشبخش، تسکیندهنده و دلپذیر است. تا به حال دقت کردهاید چرا هنرمندان یا گویندگانی که پشت صحنه منتظر رفتن روی صحنه هستند در «اتاق سبز» مینشینند تا آرام شوند؟
رنگ سبز واقعاً میتواند بینایی را بهبود بخشد و در فناوری دید در شب استفاده میشود، زیرا چشم ما میتواند بیشترین طیف از سایههای این رنگ را تشخیص دهد. سبز که درست در میانهی طیف رنگی قرار گرفته، رنگ تعادل است. معانی رنگ سبز در برندینگ شامل طبیعت، باروری و حتی مسائل جنسی میشود (همهی ما افسانهی شکلاتهای سبزرنگ M&M را شنیدهایم!).
دنیایی که سراسر سبز باشد دنیایی امن است؛ دنیایی سرسبز، پرآب و حیاتبخش. اما مانند تمام رنگها، سبز نیز روی تاریک خود را دارد. سبز همزمان نماد سلامتی و بیماری است؛ خوشیمنی و حسادت را تداعی میکند.
لیست ارتباطات روانشناختی رنگ سبز عبارت است از:
مفاهیم مثبت: سلامتی، امید، تازگی، طبیعت، رشد، شکوفایی
مفاهیم منفی: کسالت، رکود، حسادت، بیروحی، ضعف (بیحالی)، بیماری
روانشناسی رنگ فیروزهای (آبیسبز)
فیروزهای یک رنگ دگرگونکننده است که دقیقاً بین امنیت تأملبرانگیز آبی و آرامش ارگانیک سبز قرار میگیرد.
فیروزهای شفافیت فکر و ارتباطات را برمیانگیزد. این رنگ از الهامبخشترین رنگها در بازاریابی است و با تجدید روحیه، بازیابی انرژی و تحریک افکار مثبت همراه است.
فیروزهای خلاقیت و ابراز وجود را به یاد میآورد. به همین دلیل شما اغلب این رنگ را در برندهای مرتبط با ارتباطات در صنایعی مثل آموزش، رسانه و فناوری مشاهده میکنید. فیروزهای همچنین رنگی ایدهآل برای محصولات پاککننده است، چرا که حس پاکیزگی و خلوص را بدون اینکه بیش از حد استریل یا بیروح باشد القا میکند.
از جنبهی منفی، چون فیروزهای رنگ تحول و تغییر است، استفادهی نابهجا از آن میتواند حس دودلی و نبود تصمیمگیری قاطع را منتقل کند.
دیگر معانی رنگ فیروزهای در برندینگ عبارتاند از:
مفاهیم مثبت: ارتباطات، وضوح (روشنی)، آرامش، الهامبخشی، خودابرازی، شفابخشی
مفاهیم منفی: خودستایی، پنهانکاری، غیرقابلاعتماد بودن، توداربودن (عدم ابراز وجود)، دودلی، کنارهگیری (سردی)
روانشناسی رنگ آبی
همانطور که قرمز رنگ مرتبط با جسم است، آبی رنگ مرتبط با ذهن است. آبی آرام و تسکینبخش است و رنگ وضوح و ارتباط به شمار میرود. این رنگ بهعنوان محبوبترین رنگ مورد علاقه در میان مردم دنیا ذکر شده است (بهویژه در میان مردان).
آبی طبیعتاً در زندگی روزمرهی ما فراوان است. رنگ آسمان صاف و تقریباً همهی تودههای بزرگ آب که میبینیم آبی است. فراگیری محیطی و محبوبیت آبی باعث شده این رنگ غیرتهدیدآمیز، محافظهکارانه و سنتی تلقی شود. برندها آبی را امنترین انتخاب میدانند — در واقع، بیش از ۳۳٪ برندهای جهان از آبی به عنوان رنگ اصلی خود استفاده میکنند .
آبی حس اعتماد و امنیت را برمیانگیزد و به همین دلیل در صنعت مالی (از بانکهای خُرد گرفته تا برندهای سرمایهگذاری خصوصی) بسیار متداول است . مطالعات حتی نشان دادهاند مردم در اتاقهای آبیرنگ بهرهوری بیشتری دارند .
البته آبی همچنین رنگ اندوه و سردی است. در بین برندهای مواد غذایی، تعداد کمی از آنها از رنگ آبی استفاده میکنند، چرا که آبی یکی از کماشتهاترین رنگهاست (این رنگ نشانهی فساد و سَمّی بودن در مواد خوراکی تلقی میشود). گفته میشود اگر در رژیم کاهش وزن دارید، غذا را در بشقاب آبی میل کنید چون احتمالاً کمتر میخورید!
خصوصیات احساسی منتسب به رنگ آبی از این قرار است:
مفاهیم مثبت: اعتماد، وفاداری، اتکاپذیری (قابلیت اعتماد)، منطق، آرامش، امنیت
مفاهیم منفی: سردی، گوشهگیری (کنارهگیری)، بیاحساسی، غیردوستانه بودن، بیتفاوتی، غیراشتهابرانگیز بودن
روانشناسی رنگ بنفش
در تلاقی دو رنگ قرمز و آبی، بنفش تعادلی جالب از صفات مردانه و زنانه در روانشناسی رنگهای بازاریابی ایجاد میکند. بنفش به طور همزمان گرم و سرد است، در حالی که در هیچیک اغراق نمیکند.
این ترکیب آرامشِ آبی و تحریکِ قرمز میتواند تا حدی نامتعارف یا ناآرامکننده باشد، مگر اینکه غلبهی یکی از آن دو مشخص شود. بنفش مایل به آبی حس سردی (خنکی) میدهد، در حالی که بنفش متمایل به قرمز گرم به نظر میرسد.
بنفش رنگ سلطنت و شجاعت است و ثروت، تجمل و پیچیدگی را تداعی میکند. بنفش از کمیابترین رنگها در طبیعت است و به همین خاطر میتواند در نگاه افراد یا بسیار خاص به نظر برسد یا مصنوعی.
بنفش کوتاهترین طول موج را دارد و آخرین رنگی است که توسط چشم دیده میشود. به همین دلیل اغلب با زمان، فضا و کیهان مرتبط است. بنفش مملو از معنویت، تفکر و مراقبه است و خلاقیت و تخیل را القا میکند.
ارتباطات روانشناختی رنگ بنفش شامل موارد زیر است:
مفاهیم مثبت: خرد، تجمل، ثروت، معنویت، خیالانگیزی، ظرافت
مفاهیم منفی: درونگرایی، انحطاط (افول اخلاقی)، سرکوب، احساس حقارت، ولخرجی (اسراف)، دمدمیمزاجی
روانشناسی رنگ سرخابی (ارغوانی مایل به قرمز)
سرخابی نه کاملاً قرمز است و نه کاملاً بنفش؛ این رنگ طیف منحصربهفرد خود را دارد و مفاهیم روانشناختی ویژهای در بازاریابی به همراه میآورد. سرخابی رنگ تعادل احساسی و هماهنگی جسمی است. این رنگ در عین پیچیدگی، عملگرا نیز هست و منطق و نکتهسنجی را تداعی میکند.
سرخابی حس همدلی، حمایت و مهربانی را برمیانگیزد و با احساس اعتمادبهنفس و رضایت درونی مرتبط است. سرخابی یک رنگ تحول است و رها شدن از ایدههای کهنه و پذیرش ایدههای نو را القا میکند.
سرخابی همچنان مقدار معینی جسارت از رنگ قرمز را در خود حفظ کرده است و بنابراین بسته به زمینه میتواند یا جنجالی و شوکآور دیده شود یا مبتکرانه و خیالپردازانه. این رنگ برای امور خلاقانه یا غیرمتعارف بسیار مناسب است.
ارتباطات روانشناختی رنگ سرخابی عبارتاند از:
مفاهیم مثبت: خیالپردازی، شور و شوق، دگرگونی، خلاقیت، نوآوری، تعادل
مفاهیم منفی: افراطگری، ناهمنوایی (عدم تبعیت از هنجارها)، سرسریانگاری، تکانشگری (عمل بدون فکر)، عجیبوغریب بودن، زودگذری
روانشناسی رنگ قهوهای
قهوهای از ترکیب مؤلفههای قرمز و زرد با درصد زیادی رنگ مشکی ساخته میشود. به همین دلیل بسیاری از جدیت رنگ مشکی را در خود دارد، اما با لبهای گرمتر و ملایمتر.
قهوهای رنگ ثبات و قابلیت اطمینان است؛ رنگ زمین که در طبیعت به وفور دیده میشود. این رنگ قابلیت اعتماد و اصالت چوب را القا میکند و به طور کلی در میان مردان محبوبتر از زنان است.
قهوهای آوایی استوار و محکم دارد اما میتواند غمانگیز و حسرتبار هم باشد. در اصل، قهوهای رنگی کاربردی و عملگرایانه است، اما اگر به درستی استفاده شود میتواند جلوهای پیچیده و شیک پیدا کند — کافی است به کفشهای کلاسیک چرمی یا یک کیف چرمی شیک فکر کنید.
کمتر رنگی در بازاریابی به اندازهی قهوهای به طور مستقیم با یک برند خاص گره خورده است. شرکت UPS به بهترین نحو از قهوهای بهره گرفته است؛ تا جایی که یک کمپین بازاریابی کامل و شعار تبلیغاتی خود را پیرامون این رنگ بنا کرده: “قهوهای چه کاری میتواند برای شما انجام دهد؟” ( ?What can Brown do for you ). تصور اینکه برند تازهای در صنعت حملونقل بتواند رنگ قهوهای را به عنوان رنگ شاخص خود جا بیندازد دشوار است. این قدرت روانشناسی رنگ در برندسازی را نشان میدهد.
ویژگیهای روانشناختی منتسب به رنگ قهوهای عبارتاند از:
مفاهیم مثبت: جدیت، گرما، خاکیبودن (طبیعی بودن)، قابلیت اطمینان، حمایتگری، اصالت
مفاهیم منفی: بیانعطافی و خشکبودن (فاقد شوخطبعی)، سنگینی (دلمردگی)، فقدان ظرافت، اندوه، کثیفی، محافظهکاری
روانشناسی رنگ مشکی
مشکی حاصل جذب کامل تمام رنگهاست. همین واقعیت به تنهایی پیامدهای عمیقی در روانشناسی رنگها دارد. مشکی نماد قدرت است. این رنگ مانند یک سد عمل میکند: انرژی و توجه را به خود جذب میکند.
مشکی (حداقل در مفهوم)، بدون طیف و بدون ابهام است. در کنار همتای متضادش سفید، مشکی نمایانگر ظرافت، وزن و جدیت است. مشکی رنگی ابدی و بهطور طبیعی شیک است (تنها کافی است لباس کلاسیک مشکی یا یقهاسکی مشکی استیو جابز را به یاد آورید).
از آنجا که مشکی در واقع غیاب نور است، میتواند همزمان هالهای شوم و تهدیدگر داشته باشد. مشکی هرچند رنگ وقار و تشریفات است، اما رنگ عزا نیز هست. این رنگ را هم کشیشها بر تن میکنند و هم تبهکاران؛ میتواند نشاندهندهی تسلیم (مثلاً در برابر خدا) باشد یا نشان شرارت و شیطانصفتی.
ارتباطات روانشناختی رنگ مشکی شامل موارد زیر است:
مفاهیم مثبت: وقار و ظرافت، امنیت، قدرت، الگانس (شیکبودن)، اقتدار، عمق و اهمیت
مفاهیم منفی: سرکوبگری، سردی، تهدید، سنگینی (بار منفی)، شرارت، عزا
روانشناسی رنگ خاکستری
خاکستری خالص تنها رنگی است که نشان داده شده هیچ تداعی غالبی در روانشناسی بازاریابی ندارد. اما این بدان معنا نیست که رنگ قدرتمندی نیست. خاکستری رنگی مدرن و پیچیده است که برای برندهای فناوری و حتی لوکس به خوبی عمل کرده است. ذات ظریف و خنثی خاکستری میتواند نقطه قوت آن باشد، هرچند در صورت استفادهی نابجا نقطه ضعفش نیز هست.
استفادهی ماهرانه از خاکستری حس قدرت و ظرافت را القا میکند؛ خاکستری مانند تختهسنگی صاف است که مفاهیم برجسته میتوانند بر روی آن شکوفا شوند. خاکستری رنگ هوای طوفانی و تیره ولی پرقدرت است — به جای غیاب رنگ، گویی یک پردهی خاکستری روی بقیه رنگها کشیده شده باشد.
خاکستری تأثیر عمیقی بر رنگهای اطراف خود دارد و میتواند هم برای متعادل کردن تُنها و هم ایجاد فضای خالی (فضای منفی) به جای رنگ سفید به کار رود.
معانی رنگ خاکستری در برندینگ عبارتاند از:
مفاهیم مثبت: ماندگاری (بیزمانی)، خنثی بودن، قابلیت اعتماد، تعادل، هوشمندی، استحکام
مفاهیم منفی: عدم اعتمادبهنفس، رخوت و بیحالی، افسردگی، انزوا (گوشهنشینی)، بیانرژی بودن، کسالتبار بودن
روانشناسی رنگ سفید
اگر مشکی جذبکنندهی تمام نور و رنگ است، سفید بازتابدهندهی همهی آنها و نماد نبودشان محسوب میشود. به همین خاطر، رنگ سفید مدتهای طولانی است که در روانشناسی بازاریابی با پاکی و خلوص گره خورده است.
در برندینگ حوزه سلامت، سفید نشاندهندهی پاکیزگی و استریل بودن است. بیرون از محیطهای درمانی، سفید نماد معصومیت و مینیمالیسم (سادگی و کمینهگرایی) است.
ارتباط رنگ سفید با مراسم ازدواج و لباس عروس عمیقاً در فرهنگ غربی ریشه دوانده است. با این حال سفید رنگی مدرن نیز به شمار میرود؛ برندهایی مانند اپل برای نشان دادن سبکی مدرن، شیک و ساده از سفید بهره میگیرند. سفید سادهترین رنگ است و درک ما از فضای پیرامون را گسترش میدهد (احساس فضادار بودن محیط را افزایش میدهد).
سفید رنگ تختهی پاک و شروعهای تازه است. استریل بودنی که برای سفید در حوزه سلامت یک مزیت محسوب میشود، در زمینههای دیگر میتواند عیب باشد. اگر نابجا به کار رود، سفید ممکن است حس سردی، خلأ و انزوا ایجاد کند.
روانشناسی رنگ سفید موارد زیر را شامل میشود:
مفاهیم مثبت: پاکیزگی، شفافیت، خلوص، سادگی، ظرافت، تازگی
مفاهیم منفی: استریل بودن (بیروحی)، سردی، غیردوستانه بودن، نخبهگرایی (از خود برتربینی)، انزوا، پوچی

۵ نکته برای انتخاب رنگهای برند
اکنون که با احساساتی که رایجاً توسط رنگهای محبوب برانگیخته میشوند آشنا شدید، شاید از خود بپرسید: «کدام رنگ برای برند من مناسب است؟»
همیشه در انتخاب رنگ مناسب برای برندتان میزانی سلیقه و ذهنیت شخصی نقش دارد؛ اما درک روانشناسی رنگها در برندینگ به شما کمک میکند رنگی را انتخاب کنید که احساسات مدنظر شما را در مخاطب تداعی کند.
در اینجا چند نکته وجود دارد که هنگام انتخاب رنگهای برندتان باید به خاطر داشته باشید:
1. رنگی را انتخاب کنید که برای برند شما اصیل و متناسب باشد
بیش از هر چیز، مهم است رنگی را برگزینید که برای صنعت شما مناسب بوده و با محصولات یا خدماتتان همخوانی داشته باشد.
این موضوع در برخی صنایع مهمتر از سایرین است، اما هیچ راه سریعتری برای دلزده کردن مشتریان بالقوه وجود ندارد جز اینکه رنگی کاملاً نامرتبط و نامتناسب با کسبوکار خود انتخاب کنید.
دلیلی وجود دارد که شما لوگوی بسیاری از شرکتهای مالی را قرمز یا نشان شرکتهای ساختمانی را صورتی نمیبینید. مخاطبانتان را بشناسید و زیاد از انتظارات رایج آنها فاصله نگیرید – مگر اینکه جایگاهیابی برند شما عمداً بر پایهی به چالش کشیدن وضعیت موجود بنا شده باشد.
2. رنگی را انتخاب کنید که شخصیت برند شما را تجسم کند
هر نمود بیرونی از برند شما، از شخصیت برندتان آغاز میشود. تعریف کردن شخصیت برندتان از پیش، تضمین میکند رنگی که برمیگزینید با سایر عناصر طراحی برند — از فونتها گرفته تا تصاویر و گرافیکها — سازگار باشد.
در نهایت، شخصیت برند شما آن بخشی از برندتان است که مخاطبان در سطح انسانی با آن ارتباط برقرار میکنند. شخصیت برند در واقع توصیفی است از برند شما اگر یک انسان بود.
چون رنگ در برانگیختن احساسات انسان بسیار مؤثر است، یکی از ملموسترین راهها برای انتقال شخصیت برند شما به شمار میآید.
3. رنگی را انتخاب کنید که برای مخاطبان هدف شما جذاب باشد
شناخت مخاطب هدف، الفبای برندسازی است. این اصل هنگام انتخاب رنگ مناسب برای برند نیز کاملاً صدق میکند.
تحقیق مشتری یکی از ابزارهای ضروری برای فهم بهتر افرادی است که به آنها خدمت میکنید. تحقیقات بازاریابی به شما کمک میکند یک پرسونای خریدار بسازید و چهرهای مشخص برای مخاطب هدفتان تصویر کنید.
وقتی پرسونای مخاطب خود را تعریف کردید، از خود بپرسید: «کدام رنگ یا رنگها احتمال دارد برای این شخص خوشایند و تأثیرگذار باشد؟»
چه مخاطب شما مرد باشد چه زن، پرانرژی باشد یا موقر، احساساتی باشد یا عملگرا – ویژگیهای شاخص مخاطب هدف شما باید با خصوصیات رنگ برندتان هماهنگی داشته باشد.
4. رنگی را انتخاب کنید که برند شما را متمایز کند
یک معیار مهم دیگر برای انتخاب رنگ برند، تمایز از رقبا است. لازم نیست حتماً رنگی را انتخاب کنید که هیچیک از رقبایتان استفاده نکردهاند، اما قطعاً انتخاب هوشمندانهی رنگ میتواند برند شما را از سایرین متمایز کند – به خصوص در زمینه رنگهای تبلیغاتی.
یک ممیزی برند رقبایتان (Brand Audit) انجام دهید تا مشخص شود هر یک از رقبای اصلی شما از چه رنگهایی استفاده میکنند و چه فرصتهایی برای متمایز شدن وجود دارد.
میتوانید لوگوی تمامی رقبا را روی یک چرخهی رنگ (Color Wheel) نشانهگذاری کنید تا ببینید آیا رنگ جذابی هست که در صنعت شما کمتر استفاده شده باشد. البته ایده این نیست که صرفاً برای تفاوت متفاوت باشید – سه نکتهی اول را فراموش نکنید. اما از آنجا که رنگ از نظر بصری آنی و بهیادماندنی است، یکی از بهترین راهها برای برجسته کردن مزیت رقابتی شما به شمار میآید.
5. رنگهای برندتان را یکپارچه و مستمر به کار بگیرید
نکتهی پایانی: کلید بهرهبرداری حداکثری از نکات بالا این است که رنگ یا رنگهایی را که انتخاب میکنید به شکل مستمر و منسجم در تمام حوزهها به اجرا درآورید.
یکپارچگی سنگبنای تمام برندهای موفق است. یک برند که به طور منسجم پیادهسازی شود، تأثیر رنگهای برند را ده برابر میکند.
در مقابل، یک برند ناهماهنگ – که رنگهایش به شکل پراکنده و بیقاعده در کانالها و نقاط تماس مختلف استفاده شده – یکی از مطمئنترین راهها برای تضعیف هر چیزی است که از ارزش ویژهی برند (Brand Equity) تاکنون ساختهاید.
برای اینکه رنگ یا رنگهای برندتان به شکلی یکسان و منظم در همهی کانالها و پلتفرمها به کار بروند، بهترین کار این است که آنها را در قالب یک راهنمای جامع برند مستند کنید.
دستورالعملهای برند (راهنمای برند) باید در اختیار هر کسی که مسئول اجرا و پیادهسازی برند است قرار گیرد تا مطمئن شوید کدهای رنگی درست را در هر فرمتی که کار میکنند اعمال میکنند. این گام ساده به شما کمک میکند از روانشناسی رنگها در برندسازی بیشترین بهره را ببرید.
نتیجهگیری Takeaway
هویت بصری برند شما تأثیر بسیار قدرتمندی بر درک و نگرش دیگران نسبت به کسبوکار شما دارد. و رنگ یکی از اساسیترین اجزای هویت بصری است.
انتخاب رنگی که با برند شما سنخیت داشته باشد، شخصیت برندتان را منعکس کند، برای مخاطبان هدفتان جذاب باشد و شرکت شما را از رقبا متمایز کند، یکی از بهترین راهها برای ایجاد یک هویت بصری قدرتمند و معنادار است.
چه در حال انتخاب رنگ برای برندینگ باشید، چه برای بازاریابی یا تبلیغات، فهم روانشناسی رنگها نخستین گام در برگزیدن بهترین گزینه از طیف رنگی به شمار میرود.
نکات کلیدی
• قدرت رنگ در برندسازی: رنگها فراتر از زیبایی بصری، مستقیماً بر احساسات مخاطب اثر میگذارند و میتوانند ادراک مشتریان از برند را شکل دهند. برندهای بزرگ به شکلی هدفمند از روانشناسی رنگ برای تأثیر بر رفتار مشتری استفاده میکنند (مثلاً قرمزِ کوکاکولا تداعیگر هیجان و انرژی، یا آبیِ IBM القاکننده اعتماد و اطمینان است).
• اهمیت علمی رنگها در بازاریابی: تحقیقات مختلف نشان دادهاند تا ۸۰٪ بر شناخت یک برند توسط رنگ افزایش مییابد و ۸۵٪ مشتریان رنگ را عامل اصلی انتخاب یک برند نسبت به دیگری میدانند . حتی برخی مطالعات بیان میکنند که تا ۹۰٪ تصمیمات لحظهای درباره محصولات میتواند صرفاً بر پایه رنگ آنها باشد . این ارقام بهخوبی نشان میدهد چرا انتخاب رنگ مناسب برای لوگو و هویت بصری برند حیاتی است.
• تداعیهای مثبت و منفی رنگها: هر رنگ طیفی از احساسات مثبت و منفی را در ذهن مخاطب برمیانگیزد. مثلاً:
• قرمز میتواند هیجان، شور، قدرت (مثبت) یا خطر، خشم، پرخاش (منفی) را تداعی کند.
• آبی حس اعتماد، آرامش، امنیت میدهد، اما از سوی دیگر رنگ سردی و اندوه نیز هست و اشتها را کم میکند (بههمین دلیل در برندهای غذایی کمتر به کار میرود).
• رنگهای دیگر هم به همین ترتیب: سبز با طبیعت و سلامتی (و نیز حسادت)، زرد با شادی و انرژی (و نیز اضطراب در صورت زیادهروی)، مشکی با قدرت و الگانس (و نیز عزاداری و ترس)، سفید با پاکی و سادگی (و در صورت استفاده نادرست، سردی و خلأ) و …
• مقاله ۱۲ رنگ پرکاربرد (از قرمز و آبی گرفته تا فیروزهای، سرخابی، قهوهای، خاکستری و غیره) را به تفصیل بررسی کرده و معانی مثبت و منفی رایج هر کدام را فهرست نموده است. این اطلاعات به برندها کمک میکند انتخاب رنگهای خود را آگاهانهتر انجام دهند.
• نکات کاربردی برای انتخاب رنگ برند: در بخش پایانی مقاله، ۵ توصیهی عملی مطرح شده است:
1. اصالت و تناسب با برند: رنگی انتخاب کنید که با صنعت شما و ماهیت محصولات/خدماتتان متناسب باشد (مثلاً برند مالی با رنگ صورتی تند شاید نامتناسب perceived شود).
2. هماهنگ با شخصیت برند: رنگ باید بازتابدهندهی شخصیت برند شما باشد تا با سایر عناصر هویت برند (فونت، لحن تصاویر و …) همخوانی داشته باشد.
3. جذاب برای مخاطب هدف: علایق و ویژگیهای مخاطبانتان را بشناسید و رنگی برگزینید که برای آنها خوشایند و معنیدار باشد. (برای این کار میتوان از تحقیقات بازار و تعریف پرسونا کمک گرفت.)
4. متمایز از رقبا: رنگ برند را طوری انتخاب کنید که در فضای رقابتی شما برجسته باشد. لزومی ندارد کاملاً منحصربهفرد باشد، اما دستکم در ترکیب با سایر رنگها یا در صنعت شما، هویت بصری متفاوتی ایجاد کند.
5. استفادهی یکدست و مداوم: پس از انتخاب رنگها، مهم است که در همه کانالها (لوگو، وبسایت، شبکههای اجتماعی، بستهبندی و …) به شکل منسجم همان پالت رنگی اجرا شود. عدم ثبات در بهکارگیری رنگها میتواند به هویت برند آسیب بزند.
• تأکید بر استراتژی رنگ: جمعبندی مقاله یادآور میشود که رنگ بخش کلیدی هویت بصری است و تأثیر عمیقی بر نگاه مردم به کسبوکار شما دارد. بنابراین، برندها باید در انتخاب رنگهای خود استراتژیک عمل کنند و عواملی مثل اصالت، شخصیت برند، سلایق مخاطب و تمایز در بازار را در نظر بگیرند. در نهایت، درک روانشناسی رنگها اولین گام در انتخاب بهترین رنگ برای برند است.